
آمار واقعی درصد شرکت کنندگان در انتخابات : تهران ۲۹ و کل کشور ۵۰ درصد
هفت تیر ۷tir.com به قلم عباس عبدی : پس از گذشت قریب به یکسال سر و صدا، بالاخره انتخابات مجلس هشتم انجام شد و به نتیجه رسید. این انتخابات نیز چون گذشته حاوی عبرتها و تجربیات بزرگی برای برگزار کنندگان، انتخاب شوندگان و گروههای حامی آنها و عموم مردم بود که طبعاً برخی، از آن درس گرفته و در جهت رفع نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت خود حداکثر بهره برداری را از آن تجربیات می نمایند و برخی نیز با توجیه خطاها و بی تدبیری های خود همچنان در مسیر اشتباهی که براه افتاده اند ادامه مسیر میدهند و بیش از پیش از آرمانها و اهدافشان دورتر می شوند.
اما در یکی دو روز گذشته بحثهای مختلفی در مورد میزان مشارکت واجدین شرایط در انتخابات مجلس هشتم مطرح شد که به نظر میرسد که ارقام رسمی اعلام شده در این مورد خالی از اشکال نبوده است. جهت اطلاع دوستان مطالبی را در این زمینه تقدیم میدارم.
بر اساس گزارش رسانه ها، وزير كشور تعداد واجدين شرايط را که افراد ۱۸ ساله و بالاتر هستند ۴۳۷۲۳۲۹۱ نفر و تعداد رأی دهندگان را ۲۵ میلیون نفر و درصد مشارکت در انتخابات را ۶۰ درصد عنوان نموده است. حتی جائی دیدم که ستاد انتخابات کشور درصد مشارکت را ۶۵ درصد و یکی از روزنامه های اصولگرا ۷۰ درصد بیان نموده است. حال با مد نظر قراردادن آمار سرشماری سال ۸۵، این ادعا را بررسی می کنیم.
بر اساس نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال ۸۵، تعداد جمعیت ۱۸ ساله و بالاتر کشور در آبان سال ۸۵ حدود ۴۷.۶۵ میلیون نفر بوده است. با افزودن جمعیت ۱۷ ساله سال ۸۵ به رقم یادشده، جمعیت ۱۸ ساله و بالاتر کشور در آبان سال۸۶ بدست می آید که حدود ۴۹.۴۳ میلیون نفر خواهد بود. البته به منظور محاسبه رقم دقیق جمعیت ۱۸ ساله و بالاتر کشور در آبان سال۸۶، باید تعداد فوت شدگان سنین ۱۷ ساله و بالاتر سرشماری سال ۸۵ از رقم یادشده کسر شود.
بر اساس سالنامه آماری سال ۸۵ سازمان ثبت احوال کشور، تعداد فوت شدگان سنین ۱۵ و بالاتر کشور در سال ۸۵، حدود ۳۷۳ هزار نفر برآورد میشود که اگر فرض شود که در سال۸۶ نیز تعداد فوت شدگان سنین ۱۵ ساله و بالاتر کشور همین رقم باشد در این صورت جمعیت ۱۸ ساله و بالاتر کشور در آبان سال۸۶ به حدود ۴۹.۱ میلیون نفر خواهد رسید.
از طرف دیگر با توجه به اینکه اتباع غیر ایرانی ساکن در کشور، حق رأی دادن ندارند ولی تعدا آنها در آمار سرشماری لحاظ می شود لذا برای محاسبه تعداد واجدین شرایط رأی دادن، لازم است تعداد اتباع غیر ایرانی ۱۸ ساله و بالاتر از رقم ۴۹.۱ میلیون نفر کسر گردد. بر اساس آمار سرشماری سال ۸۵، تعداد اتباع غیر ایرانی ۱۵ ساله و بالاتر کشور حدود ۱۰۳۶۰۰۰ نفر برآورد میشود که اگر این رقم را برای سال ۸۶ نیز ثابت در نظر بگیریم و از رقم ۴۹.۱ میلیون نفر کسر کنیم، تعداد واجدین شرایط رأی دادن در آبان سال ۸۶، معادل ۴۸۰۲۳۳۰۱ خواهد شد که این رقم برای اسفند ماه ۸۶، قطعاً بیشتر هم خواهد بود. با در نظر گرفتن رقم فوق و تقسیم ۲۴.۲۵ میلیون نفر شرکت کننده در انتخابات بر آن، ملاحظه میشود که نرخ مشارکت در انتخابات مجلس هشتم، دقیقاً ۵۰ درصد است. ضمن آنکه حتی اگر تعداد واجدین شرایط را همان رقم ذکر شده از سوی وزیر کشور(۴۳۷۲۳۲۹۱ نفر)فرض کنیم نرخ مشارکت نزدیک ۵۵.۵ درصد خواهد شد و نه ۶۰ درصد یا ۶۵ درصد یا ۷۰ درصد.
همچنین وزير كشور در مصاحبه ای که داشته است سهم شركتكنندگان ۱۸ تا ۲۵ ساله را در آرای مأخوذه بالغ بر ۲۸.۹۳ درصد و سهم شركتكنندگان ۲۵ سال تا ۳۰ سال را ۱۳.۲۸ درصد عنوان کرده است و نتیجه گرفته که چون ۴۲ درصد شركتكنندگان را جوانان تشكيل ميدهند اين پيام روشني است كه انقلاب مورد توجه جوانان است و اين آمار نشان از جهتگيري جوانان ماست. اما دقت بیشتر در آمار و ارقام خلاف چنین استنتاجی را نشان میدهد. همانگونه که در جدول فوق ملاحظه می گردد نرخ مشارکت جوانان ۱۸ تا ۳۰ ساله، حتی کمتر از کل جامعه و ۴۸.۷ درصد است و علی رغم اینکه ۴۲.۲ درصد شرکت کنندگان در انتخابات ۱۸ تا ۳۰ ساله بوده اند ولی رقمی بیش از آن یعنی ۴۳.۷ درصد جمعیت واجد شرایط رأی دادن، در این فاصله سنی قرار دارند.
در مورد شهرستانهای تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر(تهران بزرگ)نیز با کسر آمار فوت شدگان و اتباع خارجی کل استان تهران، جمعیت واجد شرایط رأی دادن در آبان ماه سال ۸۶ در تهران بزرگ به رقم ۶۴۰۱۶۹۵ نفر میرسد. بنابراین با توجه به شرکت ۱.۹۱ میلیون نفر در انتخابات این حوزه، میزان مشارکت در تهران بزرگ ۲۹.۸ درصد خواهدبود و نه ۴۰ درصد اعلام شده. اگر از کل آرای تهران، رأی های باطله را که ۸.۸ درصد کل آرا را شامل میشود کسر کنیم میزان مشارکت به ۲۷.۲ درصد کاهش می یابد.
مأخذ: نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۸۵(سایت مرکز آمار ایران). سالنامه آماري سال ۱۳۸۵ کشور(سايت مرکز آمار ايران). سالنامه آماری سال ۱۳۸۵ سازمان ثبت احوال کشور. سایت وزارت کشور. مصاحبه وزیر کشور با رسانه ها.
یک جوان بسیجی در تنکابن در روز رای گیری ، دختر و پسری را کشت

به گزارش هفت تیر ۷tir.com : در بیرون شعبه رای گیری در شهرتنکابن دو تن از رای دهندگان به ضرب گلوله یک جوان بسجی کشته شدند .
هیچ اطلاعات موثق دیگری در این مورد در دست نیست و دلیل این امر نیز اعلام نشده است .
این دو جوان یک دختر ۱۶ ساله و یک پسر ۱۸ ساله بودند .
رئیس ستاد انتخابات مازندران این خبر را تایید کرده است .
خانواده دانشجویان در بند سفره هفت سین خود را مقابل زندان اوین پهن می کنند
هفت تیر ۷tir.com : ساعاتی دیگر سال ۱۳۸۶ به پایان می رسد . دوست داشتم به مناسبت پایان سال و آغاز سال جدید مطلبی بزنم و به خوانندگان سال نو را تبریک بگویم . دقایقی پیش متوجه شدم خانواده دانشجویان زندانی که بسیاری از آنها با وجود تبرئه شدن در دادگاه تجدید نظر به خاطر فشار مسئول خاصی در قوه قضاییه همچنان در زندان هستند تصمینم گرفته اند سفره هفت سین خود را جلوی زندان اوین پهن کنند . مادران و پدرانی که سختی های بسیار در این ماها و سالها کشیده اند و حال نیز سالی دیگر را در حالتی آغاز می کنند که فرزندانشان در زندان اوین و حتی بعضی ها در بندهای انفرادی هستند . ضمن تبریک سال نو به همه همراهانی که در اولین سال فعالیت سایت روزهای زیادی از فعالیت اینترنتی خود را در هفت تیر گذراندند ، متن بیانیه خانواده دانشجویان زندانی را در زیر می آورم :

به نام خدا
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار!…
ای دل من
گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ ازما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتادرنگ
روزهای پایانی سال است و همهمه برپایی جشن باستانی نوروز ، شور و شعفی در خانواده ها برپاست….اما در همین شهر و دیار و در همین نزدیکی، در خانه ای، مادری مغموم، با بغضی فروشکسته درگلو آرام وبی صدا، درگوشه ای ازخانه به دور از چشم دیگران آرام می گرید و گویی زیرلب چیزی می گوید، ناله ای، آهی، دعایی، شاید….
فضای حزن آلود خانه به فضای شادی که مجری تلویزیون سعی در القای آن دارد، هیچ شباهتی ندارد. با خود می اندیشد، ای کاش می شد امسال سفره ی هفت سینش را در مقابل زندان اوین پهن کند، نزدیکترین محلی که فرزند دانشجویش را به حبس کشیده اند. آن هم به جرم نابخشودنی: این که جرات کرده تفکری مستقل داشته باشد و خواسته هایش را با صدایی رسا بیان کند.
اما سفره ای که در آن اثری از نقل و شیرینی نخواهد بود، چرا که کامش را با دربند کشیدن فرزند دانشجوی بیگناهش چنان تلخ کرده اند که دیگر طعم هیچ شیرینی را احساس نمی کند. سفره ای که درآن هیچ سبزه ی آراسته ای نباشد چرا که می داند ماه هاست که لطافت هیچ سبزه ای نگاه فرزند جوانش را نوازش نکرده است. ماهی سرخ را دیگر نمی تواند در تنگ بلورین ببیند چرا که لحظه ای فرزند دربند کشیده شده اش از مقابل چشمانش کنار نمی رود که مانند همان ماهی کوچک داخل تنگ، بی تاب دریاست.
تنها مونس این مادر دلشکسته در این سفره ی دلتنگی، کتاب قرآن است که با دلی پر درد به آیات آن پناه می برد آنجا که می فرماید: «خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آن که خودشان بخواهند.» با خود می اندیشد، باید برخاست باید کاری کرد…..
مادران دانشجویان در بند: احسان منصوری، احمد قصابان، مجید توکلی، صباح نصری، هدایت غزالی، سعید فیض الله زاده، ابولفضل جهاندار و سعید درخشندی
به قرار اطلاع، علی شیرازی مدیرکل امور اجتماعی و انتخابات استانداری قزوین به اتهام مسایل غیر اخلاقی دستگیر شده است.


هفت تیر ۷tir.com : دوشنبه شب (بیست وهفتم اسفند)، واحد گشت نیروی انتظامی حین گشت زنی در ابتدای جاده اسماعیل آباد به یک دستگاه اتومبیل پژو دارای دو نفر سرنشین زن و مرد که در پشت ساختمان صدا و سیما متوقف بود مشکوک شده و هنگامی که برای بررسی موضوع به اتومبیل مذکور نزدیک می شود، راننده پژو که متوجه حضور ماموران نیروی انتظامی شده بود با روشن کردن اتومبیل، اقدام به فرار ميكند.
به دنبال فرار اتومبيل پژو، گشت نيروي انتظامي به تعقيب اتومبيل فراري پرداخته و در نتيجه با شليك ۷ گلوله هوايي و ۴ گلوله مستقيم كه به پژو اصابت ميكند موفق ميشود اتومبيل فراري را متوقف و دو مرد و زن سرنشين آن را دستگير كند.
با انتقال متهمين به كلانتري مشخص ميشود راننده پژو، علي شيرازي مديركل اموراجتماعي و انتخابات استانداري قزوين ميباشد.
ماموران نيروي انتظامي به هنگام دستگيري شيرازي، چون او را نميشناختهاند به شدت وي را مورد ضرب و شتم قرار ميدهند
اطلاعات تکمیلی :
۱- تعداد گلوله های شلیک شده توسط مامورین نیروی انتظامی ۱۱ تیر بوده که ۴ گلوله به اتومبیل استانداری اصابت کرده است.
۲- دختر مورد اتهام در این پرونده «مرجان- الف» ۲۱ ساله دانشجوی دانشگاه […] بوده که در اظهاراتی که در نیروی انتظامی داشته چگونگی آشنایی خود را با شیرازی که در جریان مراجعه او به استانداری برای پیگیری و حل مشکلات شخصی اش بوده، تشریح کرده است که فعلاْ از انتشار جزییات این اظهارات خودداری می شود.
۳- شیرازی در جریان دستگیری با پیشنهاد رشوه به مامورین نیروی انتظامی برای نادیده گرفتن جرمش وعده اعزام آنان به کربلا را داده که توسط مامورین نادیده گرفته شده است.
۴- دبیر ستاد انتخابات استان به هنگام دستگیری در حالی که در وضعیت پوششی نامناسب بوده توسط مامورین گشت نیروی انتظامی که او را نمی شناختند مورد ضرب و شتم قرار گرفته که هم اینک آثار خون مردگی در صورت و زیر چشمان وی قابل مشاهده است.
۵- مدیر کل مذکور دوشنبه شب با دستور یکی از مقامات استان و ضمانت مدیرکل امنیتی انتظامی استانداری از کلانتری آزاد و پس از اعزام وی در روز سه شنبه به دادسرا با قرار وثیقه صادره توسط مرجع قضایی تا زمان رسیدگی به پرونده آزاد شده است.
۶- شیرازی صبح امروز با دستور یکی از مسوولین استانداری استعفای کتبی خود را تسلیم استاندار کرده است.
۷- فرد ذکر شده در زمان مسئولیتهای گذشته نیز دارای مشکلات مشابه بوده و از طریق بعضی از مراجع قانونی در زمان انتصاب وی به سمت مدیرکل اجتماعی و انتخابات استانداری به نصری، استاندار نیز اعلام شده که مورد بی توجهی قرار گرفته است. تخلفات وی در جریان انتخابات مجلس خبرگان قبلی که باعث ابطال شد و انتخابات خبرگان اخیر که دارای ابهامات فراوانی است از موارد وی پیش از رسوایی روز گذشته است.
عکس های زیر خودروی استانداری را که در اختیار مدیرکل مذکور بوده و در جریان دستگیری وی توسط مامورین نیروی انتظامی هدف گلوله قرار گرفته است نشان می دهد:



دانلود آهنگ علی سنتوری محسن چاوشی و گفتگو با محسن چاوشي

هفت تير ۷tir.com : اما سال ۸۶ تحت هر شرايطي سال خوبي براي موسيقي پاپ نبود. حتي حضور نمايشي اين شاخه موسيقي در جشنواره فجر هم کمکي به سال بد موسيقي پاپ نکرد. در اين سال هيچ ملودي و ترانه يي به يک زمزمه فراگير تبديل نشد. در اين ميان البته محسن چاوشي مي تواند استثنايي بر اين قاعده باشد. اما مساله اين است که چاوشي هم به هر حال در جريان موسيقي زيرزميني يا بهتر بگوييم بدون مجوز تعريف مي شود. موسيقي پاپ در شکل رسمي خود در سال ۸۶ چيز به يادماندني ارائه نکرد. از آنجا که استادان موسيقي اصيل ايراني، کلاسيک غربي و… در طول سال به مناسبت هاي مختلف بر سر سخن رفته بودند بدک نديديم کد در پایان سال به بخشي از موسيقي بپردازيم که کمتر امکان سخن گفتن داشت. گويا چاوشي تصميم داشت امسال را بدون حاشيه برگزار کند که شايد اين سکوت و کناره گيري به گرفتن مجوز نشر آثارش کمک کند، که به هر حال باز هم شرايط به گونه يي پيش رفت که نام او بر سر زبان ها افتاد.
-توانستيد اين بار «سنتوري» را با خيال راحت ببينيد؟
بله، دفعه قبل در جشنواره پارسال با هزار بدبختي و توي صف ايستادن و واسطه تراشي و رفاقت و پارتي بازي، بالاخره توانستم در سالن سينما ايران سنتوري را ببينم ولي اين بار قضيه فرق مي کرد و توانستم با خيال راحت و در خانه نسخه کامل را تماشا کنم.
-اين دفعه چه چيز و کدام قسمت فيلم برايتان مهم بود، دنبال اسم خودتان هم بوديد که در نسخه جشنواره پارسال حذف شده بود؟
اصلاً، اين بار هم حواسم بيشتر به بازي بهرام غرادانف بود. باز هم مثل دفعه قبل بازي اش مرا تحت تاثير قرار داد. دفعه قبل وقتي آن قسمتي را ديدم که او با وجود گرسنگي و بي غذايي، سوسيس هايش را بين معتادان تقسيم کرد، واقعاً بغض کردم. بعد از ديدن فيلم، باز هم بازي اش را تبريک گفتم. البته اين بار با sms.
-از ديدن اسم خودتان در تيتراژ شروع فيلم و شنيدن ترانه ها با صداي خودتان چه حسي داشتيد؟
اگر بگويم هيچ حسي باورتان مي شود. بيشتر حواسم به خود فيلم و بازي بهرام بود.
-يعني بعد از اين همه مدت کشمکش به دليل حضور صداي شما و حذف اسم و صدايتان، الان که فيلم با اسم و صداي خودتان پخش شده هيچ حسي نداريد؟
واقعاً نسبت به صداي خودم و اسمم هيچ حساسيتي نداشتم. آهنگ هاي خودم را که هزار بار شنيده بودم و برايم تکراري شده بودند. آنها هم که بايد، مي دانستند که ترانه ها را من نوشته ام و خواننده ترانه ها محسن چاوشي است. پس دليلي نداشت که خوشحال باشم.
-اما سال گذشته ناراحتي و نارضايتي خود را از حذف نام تان از تيتراژ فيلم اعلام کرديد؟
سال قبل از حذف اسمم ناراحت نبودم، از نوع برخوردها ناراحت بودم، چون همان طور که گفتم همه مخاطبان «سنتوري» مي دانستند که خواننده ترانه ها منم. باور کنيد امسال هم بيشتر از اينکه خوشحال باشم، از ديدن سنتوري و نسخه کامل آن ناراحت شدم.
-به نظر مي آيد تنها برنده پخش فيلم سنتوري محسن چاوشي باشد که با وجود همه شايعات از حذف اسم و صدايش تا جايگزيني صداي بهرام رادان بالاخره فيلم با صدا و آهنگ هاي خودش پخش شد.
اين را مي گويم که فقط مطمئن شويد واقعاً حس واقعي ام را مي گويم. اين را قبول دارم که هر کاري که مي شد براي حذف اسم و صداي من از فيلم صورت گرفت ولي وقتي «سنتوري» با اسم و صدا و موسيقي من پخش شد، هيچ حس پيروزي، انتقام و… نداشتم فقط به اين دليل که مطمئن بودم کار خودم را انجام داده ام و موسيقي ترانه هاي فيلم مال خودم است، حتي اگر طبق شايعاتي که واقعيت هم نداشتند، بهرام آنها را با صداي خودش بازخواني کرده باشد. همين حس مالکيت و حسن انجام کار بود که کمکم مي کرد درباره سنتوري به حاشيه نروم. ولي باز هم مي گويم واقعاً براي تهيه کننده سنتوري ناراحت شدم.

-از بحث سنتوري خارج شويم و برويم سراغ موسيقي خودتان، موسيقي شما موسيقي و سبک و لحني داشت که در خلاف جريان آب حرکت مي کرد…
يعني چي؟
-مثل اولين کارتان «نفرين» ترانه يي که به نوعي بدعت گذار ترانه ها و آهنگ هاي «نفرين کننده» امروز بود، يا سبکي تلخ و سياه که تا امروز هم در کارهايتان ادامه دارند.
من از خواندن «نفرين» و ترانه «الهي سقف آرزوت خراب بشه روي سرت» الان پشيمانم. آن زمان نبايد آن ترانه را مي خواندم چون هيچ عاشقي، معشوقش را نمي تواند نفرين کند و آرزوي مرگ او را داشته باشد، ضمن اينکه تا جايي که امکان دارد همه بايد سعي کنند مثبت بخوانند. حالا ديگر مي خواهم ترانه هايي بخوانم که اميد و نگاه مثبت در آنها وجود داشته باشد. ضمن اينکه فکر نمي کنم کارهايم تلخ و سياه باشند. اين نظر شخصي شما است.
-ولي الان شما به عنوان خواننده آهنگ هاي تلخ و سياه و متفاوت پاپ مطرح شده ايد، چرا خودتان فکر مي کنيد کارهايتان تلخ و سياه نيستند؟
فکر نمي کنم که کل موسيقي ام چنين ويژگي داشته باشد. مثلاً وقتي «خودکشي ممنوع» را خواندم، آخرش را مثبت تمام کردم يا کارهاي ديگر هم همين وضعيت را دارند.
-ولي کارهاي مهم شما خود تلخي و سياهي اند، کارهايي مثل «متاسفم»، «آهنگ هاي سنتوري»، «عبور»، «نفس بريده»، «گل سر» و… مي خواهم بدانم اين نوع نگاه تلخ از کجا مي آيد؟
شايد از ناخودآگاه و گذشته ام. الان که مي پرسيد، مجبورم واقعاً در موردش فکر کنم. واقعاً نمي دانم ولي مطمئنم که اتفاقاتي را که از گذشته به ياد دارم تا به امروز در شکل گيري ذهنيت، سليقه و حتي حس صدايم تاثير داشته اند. مشکلات جنگ و جنگ زدگي و شهر به شهر آواره بودن مان از خرمشهر تا مشهد و تهران، مشکلات مالي و درگيري هاي روحي، رواني، عاطفي و… حتماً در ادامه يافتن اين نوع نگاه و سبک کاري تاثير داشته اند. فکر مي کنم باز هم بايد در اين باره بعد از رفتن شما فکر کنم. واقعاً هنوز مطمئن نيستم ولي ادامه اين روند مطمئنم که به شناخت خودم از «محسن چاوشي» دروني ام کمک مي کند و خواهد کرد. من با طي کردن اين روند به بسياري از ناشناخته هاي دروني خودم رسيده و پيدايشان کرده ام. طي اين چند سال اخير خيلي از حس هايي که قبلاً در من وجود نداشتند، خودشان را نشان داده اند. خيلي هم درونگراتر از گذشته شده ام. آهنگ هايم هم شايد متاثر از اين تغييرات و در ادامه مشکلات و اتفاقات گذشته ام باشند که البته هنوز تمام نشده اند و ادامه دارند.واقعاً نمي دانم. ولي يک حس دروني و شناختي که از خودم دارم، خلاف نظر شما را به من مي گويد. حتي اگر به قول شما آهنگ «متاسفم» آهنگ شناخته شده من باشد و به نوعي داستان زندگي من و خيلي هاي ديگر، ولي باز در شعر، ترانه و آهنگ هايم نوعي روشني و اميد هست. درد من «غم فراق» و «نرسيدني» است که مدام در حال تکرار و فرياد کردنش در آهنگ هايم هستم.
-آيا درست است که خواننده شدن شما فقط اتفاقي بوده و آهنگسازي را بيشتر دوست داريد؟
بله، هنوز هم آهنگسازي را بيشتر دوست دارم. واقعاً هم يک اتفاق و آشنا نبودنم به روند توليد و پخش يک کار باعث شد صدايم پخش شود و در مسيري قرار بگيرم که امکان خارج شدن و کناره گرفتن از آن وجود ندارد. الان هم خوانندگي و انتخاب آهنگ هاي خودم فقط و فقط به اين دليل است که با خوانندگي، خود و باطنم را پاک مي کنم و شست وشو مي دهم. وگرنه دليل خوانندگي من نه شهرت و معروفيت است و نه منافع مادي که تا به امروز با وجود پرمخاطب بودن کارهايم به آن نرسيده ام. هدف من از موسيقي فقط و فقط معنوي، همان درونگرايي و رسيدن به عمقي است که گفتم. براي همين هم هست که کسي در خيابان چهره من را نمي شناسد، هر جايي که اسمي از من باشد به غير از يکي دو تصوير تکراري چيز و عکس ديگري از من نمي بيني. فعلاً که اين سبک و نوع موسيقي شده همه دار و ندار من از زندگي.
-بخش هايي از آلبوم آخرتان را شنيده ام. به نظر مي آيد در اين آلبوم آخر با توجه به انتخاب شعرها به کلي سمت و سوي ذهني تان تغيير کرده است.
اين موضوع به نظرتان خوب است يا بد؟
-به نظر من خوب است. با اينکه موسيقي شما پاپيولار است ولي شعرها و همچنين موسيقي سنگين تر و دروني تر شده اند.
خودم هم چنين نظري دارم. بايد هم همين طور باشد وگرنه درجا مي زنم. درجا زدن هم امروزه، خود و عين پسرفت است. به نظرت من اگر بيايم دوباره کاري مثل «نفرين» را بخوانم کار درستي کرده ام؟ پس با انتخاب شعرهاي جديدتر که کاملاً با کارهاي قبلي ام متفاوت هستند و وسواس بيشتر در موسيقي ام به پيشرفتي که خودم حس مي کنم رسيده ام. براي همين هم مي گويم اگر اين آلبوم منتشر شود بهتر مي توان درباره من نظر داد. من به نظر خودم پيشرفت کرده ام و قدم هايم رو به جلو بوده اند.
-گويا تعداد کارهاي منتشر نشده جديدتان بيشتر از اين آلبومي است که مي گوييد؟
شما چون کارهاي من را شنيده ايد اين را مي دانيد. من اگر آن يک آلبوم را که هنوز منتشر نشده مثال مي زنم به اين دليل است که مردم و مخاطبان عادي از آن و آماده شدنش براي انتشار و مشکلات عدم انتشارش خبر دارند. آلبوم «يه شاخه نيلوفر» با وجودي که ترانه ها و موسيقي متفاوت تري را به نسبت کارهاي قبلي ام دارد ولي باز هم چندان جديد نيست. آخرين کاري که از من شنيده شد، ترانه هاي فيلم سنتوري است که باز هم مربوط به دو سال قبل مي شود. ما بعد از سنتوري، «يه شاخه نيلوفر» را کار کرديم و بعد از آن آلبوم «مولانا» را که از شعرهاي مولانا، وحشي بافقي، باباطاهر، شهريار و ژوليده نيشابوري استفاده کرديم. اين آلبوم متفاوت تر از همه کارهايي است که انجام داده ام. من از آلبوم «خودکشي» به بعد شروع کردم به خواندن و اجراي شعر و ترانه و آهنگ هاي فاخر. ولي هميشه دوست دارم نظر مردم و مخاطبان را بدانم. به همين دليل دوست دارم آلبومم زودتر به بازار بيايد تا بازخوردها و نظرهاي واقعي و حقيقي تر را بدانم.
-اين روزها ديگر صداي شما را شبيه به خواننده يي ديگر نمي دانند؟
من از آلبوم «خودکشي» به بعد صدايم هم تغيير کرد و به سمتي رفت که دوست داشتم برود. من از روز اول هم نمي خواستم شبيه خواننده ديگري بخوانم، اما بعضي از شرکت هايي که با پيشنهاداتشان براي همکاري موافقت نکردم، در اين ارتباط جوي را عليه من به راه انداختند. واقعاً آن روزها احساس تنهايي مي کردم. اما خدا را شکر مي کنم که همان خواننده يي که من را متهم مي کردند شبيه او مي خوانم در چند مصاحبه اش از صدا و موسيقي من دفاع کرد و گفت که هيچ شباهتي بين کار من و خودش نمي بيند ولي به جايش خواننده همان شرکت ها را به بدترين شکل نقد کرد و گفت که مي خواهد اداي او را دربياورد و حتي آهنگ هاي او را هم براي رسيدن به هدفش عيناً کاور مي کند. هميشه خواسته ام خودم باشم و نخواستم جاي کس ديگري باشم. اين را با موسيقي ام هم ثابت کرده ام.
-هميشه احساس مي کردم با توجه به رنگ و لحن صدايتان امکان کار سبک راک را هم داريد. اين البته اتفاقي است که در آلبوم هاي منتشر شده شما نيفتاده است. ولي در اين آلبوم هاي تازه، فضاي تنظيم ها به سمت راک رفته. دليل اين تغيير ناگهاني چه چيزي بود؟
من خواننده و آهنگساز کارها هستم و در تنظيم ها هيچ دخالتي نداشته ام. اخلاق کاري ام هم همين است. دليل اين تغيير را محمدرضا آهاري بهتر مي تواند توضيح دهد.
دانلود کل آلبوم به صورت زيپ
دانلود آهنگ بسيار زيباي فيلم علي سنتوري با صداي محسن چاوشي
دانلود از سايت رپيد شير

توسط
nuooun
87/01/09
| موضوع:
اخبار