قرآن در 1400 سال پیش به مطالبی اشاره کرده که در آن دوران هیچ کسی از آنها خبر نداشته، و تنها امروز بشر به لطف فن آوری و پیشرفت دانش بشری، بدان مطالب دست یافته است، و این نشان از این میدهد که تازینامه منبعی فراتر از بشر دارد و حاوی معجزات علمی مشخص و بارزی است.
مسلمانان به شدت روی این نکته پافشاری میکنند که زبان عربی کاملترین زبان است، (گروهی ادعا دارند زبان ترکی کاملترین زبان است چون در سیستم افعال خود تنها یک استثنا دارد و بقیه افعال در این زبان همه از روی قاعده صرف میشوند) آنها این مسئله را معمولا برای سوء استفاده کردن از این زبان و تولید ادعاهای پوچ خود مطرح میکنند.
میگویند که یک کلمه در عربی چندین معنی دارد، که خوب این ویژگی مختص عربی نیست، در تمام زبانها فعل ها، اسم ها و ... در جملات مختلف معانی مختلفی میدهند، و معنی کلمه را با توجه به جایگاه آن در جمله مشخص میکنند و این به خودی خود نمیتواند دلیل کامل بودن یک زبان باشد. مسلمانان از اینکه در زبان عربی یک کلمه چندین معنی دارد نتیجه میگیرند که این زبان کامل است، در حالی که اگر عربی واقعا چنین باشد این ضعف این زبان است که گویا و کامل نیست و از یک جمله آن میتوان چندین برداشت کرد و از این رو معلوم نیست هدف و مقصود یک جمله واقعا چیست. زبان قرار است رابط بین انسانها باشد نه وسیله ای برای سردرگمی آنها، اگر واقعا اینطور که مسلمانان میگویند باشد اعراب اصلا نباید حرفهای همدیگر را بفهمند درحالی که میدانیم اینطور نیست. بلکه مسلمانان تلاش میکنند با تغییر دادن معنی واقعی کلمات و استفاده از معانی ای که به ندرت بعنوان مفهوم یک کلمه برداشت میشوند، به مقاصد خود دست یابند.
مسلمانان در جاهای مختلف قرآن کلماتی را انتخاب میکنند و میگویند این کلمه فلان معنی را نیز میدهد، اشکال کار همینجاست، مثلا خداوند در جایی از قرآن گفته است زمین و آسمان در ابتدا بصورت "دود" بوده اند، مسلمانان اینرا برمیدارند و میگویند علم ثابت کرده است کائنات نخست به صورت گاز بوده است و این را به دود نسبت میدهند، صرف نظر اینکه این حرف تا چه حد مانند سایر حرفهای مسلمانان بی محتوی است باید توجه داشت که در زبان عربی کلمه برای گاز "غاز" وجود دارد و قرآن اگر منظورش واقعا گاز هست چرا از خود کلمه گاز استفاده نکرده؟ بنابر این خیلی از ادعاهایی که مسلمانان در مورد معجزات قرآن میزنند مربوط به همین سوء استفاده از زبان عربی میشود. مثلا ادعا میکنند در قرآن کلمه "دحها" به کار رفته است که این کلمه یکی از معانیش تخم مرغی شکل بودن است، و بنابر این قرآن نوشته است زمین تخم مرغی شکل است، که این نیز از همان دست اباطیل است، قرآن میتوانست بطور مستقیم بگوید زمین تخم مرغی شکل است یا یک کلمه ناقابل "کره" را قبل از کلمه زمین می آورد و آنگاه معلوم میشد منظور چه هست و چه نیست. اکثر ادعاهای اسلامگرایان در مورد معجزات علمی قرآن از همین دست هستند.
حال بیایید ریشه ای تر به قضیه نگاه کنیم، تقریبا تمامی معارف و مفاهیمی که محمد زیر فرنام اسلام عرضه کرده است مربوط به سنت ها و باور ها و معارف همان مردمانیست که محمد در میان آنها زندگی میکرده. یعنی به عبارتی محمد محصول اجتماع خود است، بسیاری از مفاهیم همچون، قصاص، دیه، ختنه، ماه های حرام و ... چیزهایی هستند که اعراب قبل از آمدن محمد هم آنها را از سنتهای خود میدانستند و یا اینکه این مفاهیم از یهودیان توسط خود محمد کپی برداری شده بود، چنانکه میبینیم دین اسلام با یهودیت خیلی بیشتر شباهت دارد تا مسیحیت. تمام قصه های قرآن را میتوان در کتابهای یهودیان یافت، حتی محمد در بعضی جاها مثل سوره کهف در قرآن مینویسد، تعداد اصحاب کهف معلوم نیست، بعضی ها میگویند 5 نفر بوده اند، بعضی ها میگویند 7 نفر بوده اند، اما خود خدا بهتر میداند چند نفر بوده اند، این به خوبی نشان میدهد که این داستانها را از کسانی شنیده بوده. سبک نگارش قرآن را در جاهای مختلف بسیار شبیه به آثار ادبی و دینی ای که در زمان محمد وجود داشته دانسته اند، (رجوع کنید به قرآن، سروده ای به سبک پارسی نوشته سیاوش اوستا و بازشناسی قرآن نوشته پروفسور انصاری) بنابر این قرآن اصولا خالی از مفاهیم جدید است و هرچه دارد از سایر کتابها گرفته است، حتی اگر معجزه ای در قرآن یافت شود جایزه آنرا باید به یهودیان داد نه اعراب.
بنابر این بینش و اطلاعاتی که محمد در دوران خود داشته محدود به اطلاعاتی بوده است که در اطراف وی موجود بوده و این در قرآن انعکاس یافته است، بسیاری از حرفهایی که در قرآن راجع به طبیعت زده میشود مستقیما کپی شده از آثار یهودی است، یا بسیار قبلتر از محمد در میان سایر ملل و یا حتی در میان اعراب در میان مردم وجود داشته است، بعنوان مثال گرد بودن صدها سال حتی قبل تر از اینکه نطفه محمد بسته شود در میان اقوام مختلفی با دلایل علمی ثابت شده بوده است که در نوشتار مربوطه در ادامه در مورد آن توضیح کافی داده شده است.
اما معجزه به چه معنی است؟ قرآن یک کتاب قدیمی است و ادبیات آن مربوط به دوران خودش میباشد، در کتابهای زبانهای ایرانی قدیمی نیز گاهی مفاهیمی یافت میشود که میتوان از آنها برداشت های علمی کرد، میتوان نشست و از چکامه های حافظ به قضیه نسبیت انیشتن و جاذبه نیوتون و ... رسید، آیا میتوان از این قضیه به این نتیجه رسید که این افراد نیز به منبعی فرابشری دسترسی داشته اند؟ بعنوان مثال چکامه زیر مربوط به هاتف اصفهانی است:
چشم دل باز کن که جان بینی ------- آنچه نادیدنی است آن بینی
گر به اقلیم عشق روی آری ------- همه آفاق گلستان بینی
بر همه اهل آن زمین به مراد ------- گردش دور آسمان بینی
آنچه بینی دلت همان خواهد ------- وانچه خواهد دلت همان بینی
بیسر و پا گدای آن جا را ------- سر به ملک جهان گران بینی
هم در آن پا برهنه قومی ر ا ------- پای بر فرق فرقدان بینی
هم در آن سر برهنه جمعی ر ا ------- بر سر از عرش سایبان بینی
گاه وجد و سماع هر یک ر ا ------- بر دو کون آستینفشان بینی
دل هر ذره را که بشکافی ------- آفتابیش در میان بینی
هرچه داری اگر به عشق دهی ------- کافرم گر جوی زیان بینی
جان گدازی اگر به آتش عشق ------- عشق را کیمیای جان بینی
از مضیق جهات درگذری ------- وسعت ملک لامکان بینی
آنچه نشنیده گوش آن شنوی ------- وانچه نادیده چشم آن بینی
تا به جایی رساندت که یکی ------- از جهان و جهانیان بینی
با یکی عشق ورز از دل و جان ------- تا به عینالیقین عیان بینی
که یکی هست و هیچ نیست جز او ------- وحده لااله الاهو
پذیرفتن آنچه بعنوان معجزات علمی قرآن مطرح میشود همانقدر مضحک است که پذیرفت بیت "دل هر ذره را که بشکافی ------- آفتابیش در میان بینی" بعنوان کشف انرژی اتمی مضحک است. نمونه ای دیگر از این تفاسیر مضحک را مهدی شمشیری در کتاب گفته ناشده ها در مورد خمینی برگ 154 آورده است. که در آنجا از شعر معروف حافظ که گفته است:
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ---- ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما
این تفسیر را ارائه داده است که "حافظ در این بیت میخواسته است بگوید: ما در میان حزب اللهی ها و پیروان خمینی (با معذرت خواهی از خوانندگان گرامی) آدم خر ندیدییم و بیخبرانی که وجودشان کوچکترین فایده ای برای اجتماع دارد، نمیدانند که شراب خوردن با روش آمریکائی چه لذتی دارد؟.
وی در توضیح این تفسیر آورده است که: پیاله از دو کلمه تشکیل شده است: پی و آله. پی به معنی دنبال و مخفف پیروان میباشد. اله به معنای خدا که مونث آن اله است، برای خدایان کوچک زمینی بهه کار میرود مثلا در دوران جاهلیت به هریک از بتهای موجود در عربستان یک اله میگفته اند و بعد با گذاشتن الف و لام تعریف در نام خدای بزرگ وی را ال-اله نامیده و بعنوان خدای مشخص و معین یعنی، الله، از سایر خدایان جدا کرده اند. حالا این بت یا اله مورد پرستش زمان در ایران همین خمینی و پیروان وی که در بیت مورد بحث در کلمه پیاله (پی-اله) مورد نظر حافظ بوده اند همین حزب اللهی ها و پیروان خمینی بشمار میروند. بعد حافظ گفته است که ما در میان این افراد، عکس رخ یار دیده ایم، هرگاه "رخ یار" را برعکس کنیم میشود: رای خر! پس منظور حافظ این بوده است که رای و نظر حزباللهی ها کاملا احمقانه و مانند آن حیوان میباشد. حافظ در بیت دوم نیز خطاب به بیخبر مطلبی بیان نموده است. این کلمه نیز به نوبه خود دارای دو معنی میباشد، یکی معنای ظاهری و یک معنای تفسیری. معنای ظاهریش همان نادانانی هستند که هیچ نمیفهمند و از همه چیز بیخبر میباشند. معنای تفسیری بیخبر نیز این است که از از دو کلمه تشکیل شده است: بیخ و بر. در اینجا بیخ به معنای ته و قسمت زائد و دور انداختنی میوه و بر به معنای خود میوه میباشد. پس خطاب حافظ در اینجا نادانانی بوده اند که هیچ نمیفهمند و مانند ته میوه دورانداختنی و بی فایده هستند. آخرین کلمه قابل تفسیر در مصرع دوم "مدام" میباشد که از دو کلمه "مد" به معنای اسلوب و روش و "آم" به معنای آمریکا تشکیل شده است.
تفسیر بالا علی رغ طنز آمیز بودنش بسیار شبیه به تفاسیر شبهه علمی است که مسلمانان از آیات قرآن میکنند تا "معجزات علمی" قرآن را نشان دهند.
اما جالب اینجا است که نمونه های علمی بسیار جالب و ارزشمندی در تاریخ وجود دارد که اگر آنها را در کنار قرآن بگذاریم قرآن در مقابل آنها ذره ای ارزش نخواهد داشد. از نمونه های مشهور در این زمینه، افکار اپیکروس فیلسوف و دانشمند باستانی یونان است که چهار قرن قبل از میلاد مسیح (تقریباً 1000 سال قبلتر از محمد) زندگی میکرده است. بعد ها فیلسوف و شاعری بنام لوکرتیئوس رومی که یک قرن پس از اپیکروس زندگی میکرده است، افکار مربوط به طبیعت و فیزیک اپیکروس را از آثار یونانی جمع آوری و به زبان لاتین به شعری طولانی تبدیل کرده است که امروزه با نام لاتین (De Rerum Natura) یعنی "اندر طبیعت اشیاء" موجود است. (1)
این کتاب که انعکاس مستقیم عقاید اپیکروس و دیدگاه او نسبت به طبیعت و به عبارتی کتاب فیزیک اپیکروس است و بدین منظور نوشته شده است که واقعیت های فیزیکی را بدون حاشیه معرفی کند دارای مفاهیم بسیاری است که امروزه پایه های علوم به شمار میروند، بعنوان نمونه، لوکرتیئوس در اشعارش به مفاهیمی اینچنین اشاره میکند، (2) یعنی برعکس قرآن که کتاب قصه و اساطیر و تهدید و خشونت است، این کتاب برای این نوشته شده است که نظریات علمی اپیکروس را بیان کند.
وجود اتم و مولکول (اینکه ترکیب دو اتم ماده جدیدی را تولید میکند) قانون اینرسی (اینکه اشیاء در حال حرکت تاوقتی نیرویی بر آنها وارد نشود در حال حرکت هستند- تا زمان گالیله کشف نشده بود) مسئله قانون جهانشمول (اینکه تمام قوانین فیزیکی که روی زمین هستند، در تمام نقاط کائنات نیز صادق هستند- این تئوری توسط ارسطو رد شده بود و کلیسای مسیحیت به شدت با آن مخالفت میکرد تا اینکه گالیله اعتراض کرد و بعدها نیوتون آنرا اثبات کرد) چرخه باران (اینکه باران ساخته شده از آبی است که از دریاها و دریاچه ها به دلیل حرارت اشی از نور خورشید بخار میشود و در جریان هوا و ابرها ذخیره میشود و وقتی که ابرها حرارت میبینند یا اشباع میشوند این آبهای اندوخته شروع به بارش میکنند) و مطالب بسیار دیگری از جمله پیشبینی تئوری نسبیت به این طریق که حرکت چیزیست نسبی و زمان بدون وجود روابط میان اشیاء و اتفاقات به یکدیگر مفهومی ندارد، بنابر این زمان نیز منسوب به مشاهده کننده است. جدول زیر را میتوان در مورد پیشبینی های صحیح اپیکروس و دانش فیزیک او تنظیم کرد.
|
پیشبینی |
مطرح شده در "اندر طبیعت اشیاء" |
| (1) اتم |
1.265-328 |
| (2) مولکول |
2.100-108, 2.581-588 |
| (3) قانون اینرسی |
2.62-166, 2.184-332 |
| (4) مسئله قانون جهانشمول |
2.718-729, 2.1067-1078 |
| (5) چرخه باران |
6.495-523 |
| (6) موج فشرده بودن صوت در هوا |
4.524-614 |
| (7) تشکیل شدن نور از ذرات کوچک (فوتونها) |
2.144-156, 4.183-216, 4.364-378, 5.281-305 |
| (8) اینکه دلیل استشمام بوهای مختلف تطبیق شکل مولکولی آنها با گیرنده های بینی است |
2.414-417, 2.680-683, 4.673-705 |
| (9) اینکه رعد و برق بر اساس سایش بین جبهه های هوایی صورت میگیرد |
6.160-422 |
| (10) اینکه آذرخش مشتمل از ذره های کوچک است |
2.384-389 |
| (11) اینکه زمین لرزه به دلیل سایش محورهای خطی زمین اتفاق میافتد |
6.535-551 |
| (12) اینکه رود نیل از آب شدن برف در منبع آن است که هرسال سطح آب آن بالامیرود جاری میشود |
6.712...735-737 |
| (13) اینکه حیوانات و انسان از طریق تکامل و انتخاب طبیعی به شکل امروزی در آورده اند. |
2.1150-1156, 5.790-836 |
| (14) ماده اکثراً فضای خالی است |
1.329-397, 6.936-997 |
| (15) مغناطیس بر اساس تبادل ذره ها بوجود می آید |
6.998-1089 |
| (16) آتش یک عنصر نیست |
1.635-829 |
| (17) اینکه کائنات مرکزی ندارد |
1.1052-1082 |
| (18) منظومه های دیگری نیز وجود دارند |
2.1048-1089 |
| (19) سرعت نور محدود است |
2.144-156, 4.183-216 |
| (20) تئوری نسبیت |
1.459-463, 2.308-332 |
| (21) اختیار کوانتومی |
2.216-293 |
| (22) حرکت براونی |
2.112-141 |
به نظر نمیرسد مسلمانان با تمام دروغها و اباطیلی که میگویند بتوانند حتی پیشبینی هایی نزدیک به پیشبینی های اپیکروس و چندین دانشمند و فیلسوف دیگر که قبل از محمد می زیسته اند را از تازینامه بیرون بکشند. از این گذشته اپیکروس اینها را بعنوان مفاهیم دقیق علمی و نظر علمی خود بدون کوچکترین استفاده از ابهام و... مطرح میکند اما کاملا مشخص است که حرفهای قرآن اصلا به این مفهوم زده نشده اند که بخواهند مطالب علمی ای را برای مسلمانان روشن کنند. نتیجه آنکه گویا اپیکروس با دانش بشری خود توانسته است اطلاعات بسیار دقیق تر و صحیح تری نسبت به دنیای و طبیعت بدهد تا محمد با روابط آسمانی و وحی های الله. گویا انسان بازهم خدا را شکست داده است؛ اپیکروس از خدا کمکی نگرفته است، وی تنها انسان باهوشی بوده است، گفته زیر یکی از نقل قولهایی است که از اپیکروس بجای مانده است و نشان میدهد او نه همچون محمد و اسلامگرایان خرافاتی بوده است. اپیکروس بنیانگذار برهان شر است.
"یا خداوند میخواهد شیطان را از میان بردارد و نمیتواند
یا اینکه او میتواند، اما نمیخواهد
یا اینکه نه میتواند، نه میخواهد
اگر او میخواهد اما نمیتواند پس ناتوان است
اگر میتواند اما نمیخواهد پس او شرور و نابکار است
اما اگر خداوند هم میتواند و هم میخواهد که شیطان را براندازد، پس چگونه است که شیطان در جهان هنوز وجود دارد؟"
البته اپیکروس هم همچون قرآن حرفهای غلط بسیاری در مورد طبیعت و سایر موارد زده است اما ظاهرا میزان پیشبینی های صحیح اپیکروس بسیار مفید تر و بدرد بخور تر از حرفهای مسخره قرآن در مورد طبیعت بوده است.
جدا از اپیکروس در دوران جدید نیز افراد بسیاری هستند که پیشرفت انسانها در آینده را پیشبینی میکنند و حرفهایی در مورد آینده میزنند که درست از آب در می آیند، بعنوان مثال ژول ورن نویسنده فرانسوی کسی است که در آثارش پیدایش تلفن، سفر به زیر دریا، سفر به ماه و خیلی چیزهای دیگر را نیز پیش بینی کرده بود و اینها همه درست از آب در آمدند، آیا ژول ورن نیز از خدا کمک گرفته است؟ روشن است که افرادی مانند اپیکروس پیشبینی های علمی بسیار بسیار محکمتر و مهمتری را انجام داده اند و اگر فرض کنیم محمد واقعا میخواسته است پیشبینی علمی کرده باشد، او در اینکار به گرد پای اپیکروس هم نمیرسیده است.
از این گذشته باید دید هدف الله از قراردادن مطالب علمی (!) در درون قرآن چه بوده است؟ آیا هدف این بوده که بشر را با مطالب علمی و دانش آشنا سازد؟ اگر هدف این بوده است الله واقعا بطور مفتضحانه ای شکست خورده است، زیرا هرگز تابحال کسی از روی قرآن چیزی را کشف نکرده، بلکه همه دانشمندان و فلاسفه و جامعه شناسان، بدون استفاده از قرآن و هر کتاب الهی (!) دیگری واقعیت ها را مشاهده کرده اند و فرضیه های خود را با مطالعه و آزمایش و روش علمی به نظریه تبدیل کرده اند. الله هرگز نقشی در پیشرفت دانش بشری نداشته است.
مسلمانان نشسته اند تا یک چیزی کشف شود بعد مانند یک دلقک جلو بپرند و بگویند ما میدانستیم، ما میدانستیم! خوب اگر قرآن از حقایق علمی حرف میزند چرا این فرومایگان نمی آیند و قبل از اینکه این حقایق کشف شوند از آنها صحبت کرده و آنها را اثبات کنند؟ جهانیان بسیار مشتاق خواهند بود بدانند قضیه 7 آسمان یعنی چه و یا دابه الارض (موجودی تخیلی که قرار است روز قیامت از زیر زمین در بیاید در سوره مورچه به آن اشاره شده رجوع کنید به دابه الارض شاهکار هنری تفسیر آیه 82 سوره نمل) و سایر اراجیف الهی را بدانند ... چرا نمیایند و اینها را قبل از اینکه بتوانند به یک اختراع یا کشف بچسبانند مطرح کنند و به اثبات علمی آنها بپردازند؟
مسئله دیگر که میتوان شیعیان را بدان محکوم کرد این است که اگر قرآن حاوی مطالب علمی است چرا امامان شیعه تنها وقت خود را به صحبت در مورد نحوه اسلامی تخلی کردن و جماع کردن و اینجور اباطیل و تولید مثل بسیار فعال و ازدواج با زنان متعدد به هدر داده اند؟ چرا مانند هر دانشمند دیگری به تجزیه و تحلیل قرآن نپرداخته اند و چند نظریه ناقابل علمی یا حتی فلسفی به جامعه بشری عرضه نکرده اند؟ البته ما در بخش شخصیت و میزان بزرگان دینی از کتب شیعی به تعدادی از نظریات مضحکی که امامان مطرح کرده اند پرداخته ایم و اینگونه نبوده است که این معصومین بیکار بنشینند، بلکه مفاهیمی را تولید کرده اند، اگر چه کل آنها به دیناری نمی ارزد. از هر دانشمندی مثل اپیکروس، تالس، افلاطون، خیام، نیوتون آثار و تئوری های مشخص علمی وجود دارد که امروزه با نام آنها صدا میشوند، آیا امامان شیعه تابحال حرفی از قرآن در آورده اند که به نام مثلا فلان تئوری فیزیکی امام صادق مشهور باشد؟ البته برای اینکه حق امامان ضایع نشود باید به نقش آنها در تکامل قوانین دست قطع کردن و افزایش شروط آن و مسائل مشابه بسیار نیز اشاره کرد. اما واقعا دانش امام علی و امام صادقی که 4000 شاگرد در مدرسه داشته است در مورد مسائل علمی و فیزیکی و شیمیایی و غیره بوده است یا در مورد آداب وضو و حج و قبله یابی و شناسایی صبح صادق؟ چرا در میان شاگردان امام صادق بعضاً دانشمندانی پیدا میشوند، اما مطالعه فرمایشات امام جعفر صادق نشان میدهد که سواد ایشان در همان حدود سواد پیامبر بیسواد اسلام بوده است؟ آیا این دانشمندان در کلاس شکیات نماز امام صادق درس میخواندند یا در کلاس شتر شناسی به روش ایشان؟ بحث کاملتری در این مورد را در نوشتاری با فرنام امام صادق و دانش او بخوانید.
مسلمانان هرچه خود را به در و دیوار بکوبند واقعیت شیرین، آن است که بسیاری از مفاهیمی که در قرآن بدانها اشاره شده است، امروزه با علم در تضاد جدی قرار دارند و بسیاری از این موارد در بخش تضادهای برونی تازینامه شرح داده شده اند، و اصول اخلاقی اسلامی کهنه و قوانین اسلامی ناکارا و ویرانگر هستند، و اگر مسلمانان مدعی این هستند که علم میتواند قرآن را اثبات کند، باید همچنین بپذیرند که علم میتواند قرآن را رد هم بکند. مسلمانان باید برای اراجیف دینی خود همچون جن، روح، آخرت، خلقت آدم و حوا، جادوگری و غیره که در قرآن حقیقت آنها تایید شده است نیز دلایل علمی بیاورند و از آنجا که این اباطیل در علم جایی ندارند باید بپذیرند که دینشان باطل است.
از همه اینها گذشته، اگر پیامبر اسلام واقعا مطلبی علمی را که هرگز بر روی زمین کسی پیش از ایشان بدان آگاه نبوده ابداء کرده باشد و این مسئله اثبات گردد، در نهایت میتوان گفت ایشان یک دانشمند بوده اند (!) چه دلیلی وجود دارد که هرکس حرفی صحیح و علمی بزند حتماً این دانش را از خدا گرفته باشد و پیامبر باشد؟ اگر اینگونه باشد و پیامبر اسلام با دو سه ابداء علمی پیامبر بودنش اثبات شود و معجزه بودن قرآن اثبات شود، پس لابد افرادی مثل انیشتن و نیوتون و ادیسون و... را نباید تنها پیامبر بلکه خدا نامید.
نکته دیگر این است که ارتباط قرآن با پیامبر اسلام بسیار ارتباط کمرنگی است. پیامبر اسلام بدون شک قرآنی که امروز وجود دارد را ندیده است، مسلمانان به خطا باور دارند که قرآن تماماً محصول رابطه محمد با خدا است، قرآن کاری گروهی است و در طول حیات خود بارها تکامل یافته است.
همین موارد که ذکر شد کافی هستند تا نشان دهند تمامی ادعاهای اینچنین که مطرح میشوند پوچ و خالی از ارزش علمی هستند، اما از آنجا که اراجیف اسلامی چندان خریداری در اجتماع ندارد، اسلامگرایان برای منحرف کردن جوانان از مسیر خردگرایی، این اباطیل را بسیار مطرح میکنند، پاسخ دادن به این ادعاهای کذب و غلط اهمیت پیدا میکند، در زیر به تعدادی از ادعاهای معروفی که مطرح میشود اشاره شده است، اگر شما معجزه (!) دیگری شنیده اید برای ما بفرستید تا در مورد آن تحقیق کرده و نتیجه را در همین قسمت قرار دهیم.
معمولا این ادعا ها را از طرق زیر میتوان رد کرد:
-
ادعا اساساً به آیه قرآنی ربطی نداشته باشد و آیه قرآنی موضوع و محمول دیگری داشته باشد، یعنی ترجمه و تفسیر غلط و خارج کردن آیات از زمینه آنها.
-
ادعا اساساً مسئله ای علمی نیست و اگر تفسیر درست باشد قرآن اشتباه کرده است.
-
مسئله علمی باشد اما چیزی آشکار باشد و از انسانی که 1400 سال پیش زندگی میکرده است بعید نباشد که چنین چیزی را بداند.
-
مسئله علمی باشد و قبل از محمد نیز باور به آن مسئله در میان ملت عرب یا ملتهای دیگر رایج بوده باشد.
روشن است که اگر هریک از 4 روش بالا بتواند در مورد هر ادعای "معجزه علمی قرآنی" درست باشد، آن ادعا دیگر ادعای درستی نخواهد بود و رد خواهد شد. در زیر لیستی از این ادعاها و ردیه هایی که بر آنها نوشته شده است آمده است، این لیست در صورتی که ادعاهای جدید مطرح شوند، توسعه خواهد یافت.
- بیگ بنگ در قرآن!
- تنگ شدن نفس در هنگام پرواز
- پیشبینی اثر انگشت
- نازل شدن آهن
- پیشبینی قرآن از حوادث 11 سپتامبر
- معجزات عددی قرآن و نهج البلاغه
- گسترش یافتن کائنات
- زوجیت در جانداران
- پدید آمدن جانداران از آب
- تخم مرغی شکل بودن زمین
- حرکت زمین و اجرام آسمانی
- معجزه معروف به عدد 19
- معجزات علمی قرآن، آیا کلمه یوم (روز) در قرآن 365 بار آمده است؟
- رب المشرقین و رب المغربین و گرد بودن زمین
- قرآن و پیدایش جهان، قضیه پدید آمدن کائنات از دود
- پیش بینی سوره روم

توسط
nuooun
87/01/11
| موضوع:
متفرقه